عاشقانه-اس ام اس-جوک-تولد

هر آن چه شما به دنبالش بودید ؟ !!

یارانه
نویسنده : سید آرین - ساعت ۸:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٧
 

دست از تو برندارم تا خرجی ام برآید یا من رسم به پول و یا پیرمن برآید

بگشای جیب بنده، بعد از وفات و بنگر کز پشّه های تویش، بوی لجن بر آید

قولی بده که خَلقی، انگشت بردهانند بگشای لب که فریاد، از مرد و زن برآید

عید آمدست و رفتست، پولم به ته رسیده بشتاب تا که مهمان باز از خُتَن برآید

از حسرت کباب و، میگوی تُرد و تازه با جیب خالی من، آب از دهن برآید

گویند ذکر و خیرش در خیل کارمندان هرکس که قرض و قستش، آژیرزن برآید

یارانه را بگیرم، دیگرچه چیز خواهم؟ ار سهم من نباشد، جان از بدن برآید

افکار نیوز


 
 
تست هوش
نویسنده : سید آرین - ساعت ٦:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱٥
 


یک روزنامه انگلسی مسابقه خوانندگان را برگزار کرد و قول داد به کسی که در این مسابقه پیروز شود، جایزه کلانی خواهد داد.
سوال مسابقه این بود که یک بالون حامل سه دانشمند بزرگ جهان است.
یکی از آنها دانشمند علم حفاظت از محیط زیست و یکی از آنها دانشمند بزرگ انرژی اتمی و یکی دیگر دانشمند غلات است. همه کارهایشان بسیار مهم است و با زندگی مردم رابطه نزدیک دارند و بدون هر کدام زمین با مصیبت بزرگی مواجه خواهد شد.
اما بدلیل کمبود سوخت ، بالون بزدوی به زمین می افتد و باید با بیرون انداختن یک نفر، از سقوط خودداری کند. تحت همین وضعیت شما کدام را انتخاب خواهید کرد؟
بسیاری پاسخ های خود را ارسال کردند. اما وقتی که نتیجه مسابقه منتشر شد، همه با تعجب دیدند که پسر کوچکی این جایزه کلان را کسب کرده است .
جواب او این بود : سنگین ترین دانشمند را بیرون بیاندازید


 
 
آب
نویسنده : سید آرین - ساعت ٦:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢۸
 

دانشجویی که سال آخر دانشگاه را می گذراند به خاطر پروژه ای که انجام داده بود جایزه اول را گرفت. او در پروژه خود از ۵۰ نفر خواسته بود تا دادخواستی مبنی بر کنترل سخت و یا حذف ماده شیمیایی دی هیدروژن مونوکسید توسط دولت را امضا کنند و برای این خواسته خود دلایل زیر را عنوان کرده بود:
۱- مقدار زیاد آن باعث عرق کردن زیاد و استفراغ می شود.
۲- یک عنصر اصلی باران اسیدی است.
۳- وقتی به حالت گاز در می آید بسیار سوزاننده است.
۴- استنشاق تصادفی آن باعث مرگ فرد می شود.
۵- باعث فرسایش اجسام می شود.
۶- حتی روی ترمز اتوموبیل ها اثر منفی می گذارد.
۷- حتی در تومورهای سرطانی نیز یافت شده است.
از ۵۰ نفر فوق ۴۳ نفر دادخواست را امضا کردند. ۶ نفر به طور کلی علاقه ای نشان ندادند و اما فقط یک نفر می دانست که ماده شیمیایی دی هیدروژن مونوکسید در واقع همان آب است!
عنوان پروژه دانشجوی فوق «ما چقدر زود باور هستیم» بود!


 
 
گران تر از اشک زن ؟!
نویسنده : سید آرین - ساعت ٥:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/۱۱
 
هیچ چیز گــــــــــران تر از اشـــــــک یک زن نیست...!
.
.
.
 
.
.
.
.
.
.
.
 
هنگامی که یک قطره بیرون می آید...
اول با خط چشم "l'oréal" و...
و ریمل مژه "Dior" و "bourjois" و... مخلوط میشود...
پس از آن هنگامی که پایین می آیدو به گونه میرسد...
با "D & G blusher" و "Collistar" و... مخلوط میشود...
و در صورت لمس لب ها، با رژ لب "Maybelline" و "Kiko" و... مخلوط میشود...
 

این به این معنی است که یک قطره است به ارزش حــــــداقل $30...!


 
 
جوک های زن و شوهری
نویسنده : سید آرین - ساعت ٥:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٢۱
 

زن به شوهر :
می خوای دفتر یادداشتت باشم تا همیشه همراهت باشم ؟
مرد :
عزیزم سر رسیدم باش تا هر سال عوضت کنم !

زن به مرد :
عزیزم تو از چیه من بیشتر خوشت میآد ؟
از اخلاق خوبم یا از تیپم !؟
مرد : از هیچکدوم عزیزم ! من از اعتماد به نفست خوشم میاد !!!

هر زنی دو مرد را دوست دارد !
یکی ساخته تخیلات اوست ! و دیگری هنوز به دنیا نیامده !!!

مژده به آقایان :
پژو 405 بدون ایر بگ ، بدون کمربندایمنی ، آماده آتش سوزی بدون دلیل !
دوگانه سوز و آماده انفجار ، بهترین هدیه برای همسر دلبندتان !!!

چرا روان درمانی مردها کمتر از زنها طول میکشه؟
معمولا" باید در روان درمانی به دوران کودکی بازگشت و مردها همیشه در همون دوران به سر می برند!

مزیت مذکر بودن :
1? دختر نیستید !
2? همیشه خودتون هستید! (100 مدل آرایش نمی کنید)
3? فقط شما می تونید رئیس جمهور بشید!
4? فقط شما می تونید برید ورزشگاه آزادی و فوتبال ببینید!
5? برای دعوا کردن به بابا یا داداش بزرگتر احتیاج ندارید !
6? توی اتوبوس جای بیشتری نسبت به دخترا دارید !
7? در کمتر از 10 دقیقه می تونید دوش بگیرید!
8? هر جور که بخواهید لباس می پوشید!
9? در کمتر از 2 دقیقه لباس می پوشید و آماده می شید!
10? و مهمتر از همه اینکه شما هیچ وقت نمی ترشید!
11? از هرکی بخواهید میتونید بپرسید ساعت چنده !


 
 
لطیفه
نویسنده : سید آرین - ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٢
 
یه روز یه بابایی پسرش فارغ التحصیل می شه ..هیچی هم بارش نبوده.
زنگ میزنه به پارتیش میگه : دمت گرم واسه پسرم یه شغلی پیدا کن.
پارتیه میگه : میخوای سفیرش کنم؟
باباهه میگه : نه بابا اون خیلی زیاده..
پارتیه میگه : میخوای وزیرش کنم ؟
... ... ... ... باباهه میگه : اوووووووف نه...
پارتیه میگه : میخوای وکیلش کنم ؟
باباهه میگه : نه بابا یه جایی کارمندی چیزیش کن..
پارتیه میگه : شرمنده اون دیگه سواد می خواد... :
 
 
 امروز داشتم کتاب می خوندم یه جمله خیلی قشنگ توش دیدم... خواستم لایک بزنم که یهو یادم افتاد کتاب نه فیسبوک...
 
خدا نگذره از کسانی که شیر حموم رو روی وضعیت دوش می‌بندن و از حموم خارج می‌شن!
 
عمه ی توماس ادیسون مجددا در بیانیه ای به مردم شریف ایران اعلام کرد:
توماس فقط برق را اختراع کرده است لطفا به خاطر قبضش ما را مورد عنایت قرار ندهید
!!!!! والاااااااا چه کاریه..
 
تا حالا دقت کردین سر سفره وقتی به طرفت میگی نمکدون و بده ...اول خودش نمک میریزه رو غذاش بعد میدن بهت
  
بعد از یک عمر، بالاخره نفهمیدم که هنگام روبوسی باید دو بار صورت طرف مقابل رو ببوسم یا سه بار، تا هر دو نفر ضایع نشیم
 
پدر بزرگ رو به نوه:
بدو برو قایم شو
امروز مدرسه رو پیچوندی معلمت اومده دنبالت
نوه: نـــــــه، شما باید قایم شی، ... من بش گفتم نمیام چون شما فوت کردین!!!
  
دیــکتــاتــور کیــست؟
دیــکتــاتــور اون بچّه ی دو سالـــست که بیست نــفــر مجبورند به خاطــر اون کــارتون نــگاه کنــنــد
 
یکی از ترس ناک ترین جملات دوران مدرسه ،این بود که : "یه برگه از کیفتون بیارید بیرون"
 
    
سیب تا حالا 3تا کار مهم کرده!!
اول حوا رو گول زد،
بعد نیوتن رو از خواب بیدار کرد،

و در آخر نظر آقای استیو جابز - رئیس کمپانیAppLe - رو به خودش جلب کرد


 
 
لطیفه
نویسنده : سید آرین - ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٧
 
یارو 10 کالری از خوردن یه رانی وارد بدنش می شه ، ولی حاضره 12 کالری بسوزنه اون دو تا تیکه میوه باقی مونده ته قوطی و در بیاره
 
هیچ کادوی زشت و به درد نخوری دور انداخته نمی شود !
فقط از خانه ای به خانه دیگر و از شخصی به شخص دیگر منتقل می شود !
 
من نمی دونم این مامانا که وسایل خودشون رو یه جایی میزارن,
بعد خودشونم یادشون میره کجاس ... چه جوریه که تو پیدا کردن وسایلی
که ما به اصطلاح تو 7 تا سوراخ موش قایم می کنیم تبحر خاصی دارن
 
اندر حکایت اختلاس بزرگ:
شهرام جزایری: «منو از اینجا بیارین بیرووووون... اینا دارن منو مسخره میکنن... به من میگن آفتابه دزد!!!»
 
یکی از نمونه های بارز تهاجم فرهنگی اینه که:سالهاست در تولید گوجه فرنگی خود کفا شدیم اما هنوز اسمش به گوجه ملی تغییر نیافته!
 
خدایا لطفا برو و به بعضی از آنهاییکه ایمان آورده اند یادآوری کن که تو خدا هستی نه آنها !!
 
راز موفقیت چیست؟ "تصمیم گیری درست".
تصمیم گیری درست از چه ناشی میشود؟ "از تجربه"
تجربه از چه بدست می آید؟ "از تصمیم گیری های غلط !!
   

 
 
به دل نگیرید لطفا
نویسنده : سید آرین - ساعت ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٢۳
 

اسم دختران در ایران

خوردنی باشد: مثل عسل
ساعات مختلف روز: مثل پگاه، سپیده، سحر
اسم جک و جونور باشد!
اعم از پرنده: مثل پرستو، درنا…
حشره: مثل پروانه
چهارپا: مثل غزال
اسم علف باشد: مثل ریحانه، پونه و…
اسم مکان باشد: مثل صحرا، دریا، خاور، ایران
خیس باشد: مثل شبنم، دریا، ساحل، باران.
و کلا هر اسمی تو این مایه ها باشد اسم دختر و در غیر این صورت اسم پسر می باشد !


 
 
اس ام اس
نویسنده : سید آرین - ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱٧
 

آنها که سر عقل آمدند ، سر عقد نیامدند !
.
.
دفاتر ازدواج اعلام کردند :
با هر ازدواج دائم ، یک ازدواج موقت هدیه بگیرید !!!
هیچکس تنها نیست حتى همسر اول !!!
.
.
مهمون اگه حبیب خداس واسه خدا حبیبه ، واسه ما عباس قادریه !
.
.
چیزی که باید به بعضیا گفت :
خواهش می کنم عزیزم شما رو مخِ ما جا داری !!!
.
.
ساعت مچی به درد کسی میخوره که نگران دیر رسیدن یکی باشه …
واسه ما اضافه وزن محسوب میشه ! .
.
حتی اگه کسی بهت بدی کرد بازم هیچ وقت قلبش رو نشکون چون فقط یه قلب داره …
بزن دندوناشو بشکن که ۳۲تا داره …
.
.
تجربه ثابت کرده اگه بالای سرِ کتری وایستی آبش دیرتر جوش میاد …
.
.
یکی از قوانین نیوتون میگه :
هر وسیله ای که مامانت جمع میکنه حتما گم میشه …
.
.

یکی از بزرگترین آرزوهای من در دوران تحصیل :
کاش فردا بارون نیاد ، آخه ما ورزش داریم …
.
.
غضنفر اومد از هواپیما پیاده بشه شلوارش افتاد ، زود کشید بالا و داد زد کجاست اون زنه که گفت کمربنداتونو باز کنین ؟ همینو میخواستی ؟
.


 
 
شناخت محدودیت ها
نویسنده : سید آرین - ساعت ٩:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢۸
 
یه کلاغ و یه خرس سوار هواپیما بودن کلاغه سفارش چایی میده چایی رو که میارن یه کمیشو میخوره باقیشو می پاشه به مهموندار
مهموندار میگه چرا این کارو کردی؟
کلاغه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه ،پررو بازی! چند دقیقه میگذره باز کلاغه سفارش نوشیدنی میده ٬باز یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه به مهموندار
مهموندار میگه : چرا این کارو کردی؟
کلاغه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه ،پررو بازی !
بعد از چند دقیقه کلاغه چرتش میگیره
خرسه که اینو میبینه به سرش میزنه که اونم یه خورده تفریح کنه ...
، مهموندارو صدا میکنه میگه یه قهوه براش بیارن
 قهوه رو که میارن یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه به مهموندار ، مهموندار میگه چرا این کارو کردی؟
خرسه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه ،پررو بازی
اینو که میگه یهو همه مهموندارا میریزن سرش و کشون کشون تا دم در هواپیما میبرن که
بندازنش بیرون خرسه که اینو میبینه شروع به داد و فریاد میکنه
کلاغه که بیدار شده بوده بهش میگه: آخه خرس گنده تو که بال نداری مگه
مجبوری پررو بازی دربیاری!!!!!!!!
نکته مدیریتی :  قبل ازتقلید از دیگران منابع خود را به دقت ارزیابی کنید
 

 
 
لطیفه
نویسنده : سید آرین - ساعت ۸:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱٦
 

اون موقع ما بچه بودیم روز اولی که میخواستیم بریم مدرسه با یه اردنگی مارو از خونه می انداختن بیرون گفتن بزن به چاک راه مدرسه از اینوره، الان پدرو مادرا روز اولی بچه شونو که میبرن مدرسه هیچ تا ظهرم منتظر میمونن ببرنشون خونه که آب تو دل بچه تکون نخوره

وضعیت تحصیل بود که ما داشتیم :|

 

 
×××××××××××××××××××××

یک عدد نان سنگک، از دوره ی بیست تومانی، در فریزر مانده، کاملا سالم، بدون کپک، به بالاترین پیشنهاد فروخته می شود. قیمت پایه ۳۰۰ تومان

×××××××××××××××××


تجربه نشان داده است:
تاثیر جمله:
" این مکان مجهز به دوربین مدار بسته میباشد"
خیلی بیشتر از جمله :
" عالم محضر خداست، در محضر خدا معصیت نکنید"
است !

 

××××××××××××××××××

دختره ١٣ سالشه عکس گذاشته تو فیسبوک زیرش نوشته اینم من بدون آرایش!!!! 13 ساله!!!

×××××××××××××××××

روباهه اومد پای درخت و گفت : سلام زاغی جون ...
زاغی با دستش پنیرو چسبید و گفت : من عمراً به تو پنیر بدم!!
روباه گفت: یه عمره همتون اسیر شورای تألیف کتب درسی هستین، وگرنه تا حالا کدوم خری دیده روباه پنیر بخوره !؟؟؟

××××××××××××××××××××


دیروز ۱۲ساعت پای کامپیوتر بودم صب پاشدم دیدم چشمام شده کاسه خون به لبم داغ جنون به کنارم تو بمون نرو با دیگری .

×××××××××××××××××××

رفتم شیرینی بخرم به شیرینی فروشه میگم این شیرینی کشمشیا چرا توش کشمش نیست؟ یارو میگه شما شیرینی ناپلئونی می خرین لا هر کدوم ناپلئونه ؟


 
 
خدا مواظب شماست
نویسنده : سید آرین - ساعت ۸:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱٤
 

بچه‌ها در ناهارخورى مدرسه به صف ایستاده بودند. سر میز یک سبد سیب بود که روى آن نوشته بود: فقط
 
یکى بردارید. خدا ناظر شماست.

در انتهاى میز یک سبد شیرینى و شکلات بود. یکى از بچه‌ها رویش نوشت: هر چند تا مى‌خواهید بردارید! خدا
 
مواظب سیب‌هاست


 
 
چرا موهای شما سفیده ؟
نویسنده : سید آرین - ساعت ۸:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱٤
 

یک روز یک دختر کوچک در آشپزخانه نشسته بود و به مادرش که داشت آشپزى مى‌کرد نگاه مى‌کرد.

ناگهان متوجه چند تار موى سفید در بین موهاى مادرش شد.

از مادرش پرسید: مامان! چرا بعضى از موهاى شما سفیده؟

مادرش گفت: هر وقت تو یک کار بد مى‌کنى و باعث ناراحتى من مى‌شوی، یکى از موهایم سفید مى‌شود.

دختر کوچولو کمى فکر کرد و گفت: حالا فهمیدم چرا همه موهاى مامان بزرگ سفید شده!


 
 
حضرت یونس
نویسنده : سید آرین - ساعت ۸:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱٤
 

دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگ‌ها بحث مى‌کرد.

    معلم گفت: از نظر فیزیکى غیرممکن است که نهنگ بتواند یک آدم را ببلعد زیرا با وجودى پستاندار

 
عظیم‌الجثه‌اى است امّا حلق بسیار کوچکى دارد.

دختر کوچک پرسید: پس چطور حضرت یونس به وسیله یک نهنگ بلعیده شد؟

معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمى‌تواند آدم را ببلعد. این از نظر فیزیکى غیرممکن است.

دختر کوچک گفت: وقتى به بهشت رفتم از حضرت یونس مى‌پرسم.

معلم گفت: اگر حضرت یونس به جهنم رفته بود چى؟

دختر کوچک گفت: اونوقت شما ازش بپرسید.


 
 
طنز رفتار ما انسان ها
نویسنده : سید آرین - ساعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱۱
 

ماهیمون هی میخواست یه چیزی بهم بگه. تادهنشو وا می کرد آب می رفت تو دهنش نمی تونست بگه. دست کردم تو آکواریوم درش آوردم. شروع کرد از خوشحالی بالا پایین پریدن. دلم نیومد دوباره بندازمش اون تو. اینقده بالا پایین پرید خسه شد خوابید. دیدم بهترین موقعست تا خوابه دوباره بندازمش تو آب. ولی الان چندساعته بیدار نشده. یعنی فکرکنم بیدار شده دیده انداختمش اون تو قهر کرده خودشو زده به خواب...!!

این داستان رفتار ما آدمهاست... دوستشون داریم و دوستمون دارند ولی گاهی شاید ما رونمی فهمند و گاهی شاید ما هم اونها رو نمی فهمیم. فقط تو دنیای خودشون دارند بهترین رفتار را با ما میکنند.
و ما هم فقط تو دنیای خودمون بهترین رفتارو با اونها داریم.

و این نهضت همچنان ادامه دارد...


 
 
منصور دوانیقی خلیفه دوم عباسی
نویسنده : سید آرین - ساعت ٤:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٠
 
داستان از این قراره که :
منصور دوانیقی خلیفه دوم عباسی بعد از انتقال پایتخت به بغداد تصمیم

گرفت برای دفاع از این شهر دور اونو دیوار بکشه . اما دلش نمی خواست پول ساختن دیوارو از جیب خودش بده . بنابر این تصمیم خاصی اتخاذ کرد . اون در شهر اعلام کرد که قراره سرشماری بشه و هر کس به تعداد اعضای خانواده یک سکه نقره دریافت خواهد کرد . مردم که هم طمع کار شده بودند و هم از بس به عوامل خلیفه مالیات داده بودند خسته شده بودند وقتی مامور ثبت میومد ، اعضای خانواده رو زیاد میگفتند. مثلا  اونی که اعضای خانوادش 4 نفر بودند تعداد رو 8 نفر میگفت و 8 سکه نقره میگرفت . و مامور ثبت بعد از دادن 8 سکه نقره ، یه پلاک رو سر در خونه نصب میکرد و تعداد اعضای خانواده رو روی اون حک میکردند .

خلاصه بعد از اتمام سر شماری مردم سخت خوشحال بودند که سر منصورو کلاه گذاشتن . اما بلافاصله بعد از اتمام سر شماری خلیفه حکمی صادر کرد که: به منظور حفظ مملکت و دفاع از کیان کشور و ایجاد امنیت ما خلیفه مسلمین تصمیم گرفتیم که بر گرداگرد شهر دیوار بکشیم . بنابر این هر یک از سکنه شهر میبایست برای تامین امنیت یک سکه طلا پرداخت نماید . بیچاره مردم شهر تازه فهمیدند چه خبره. حالا اونی که تعداد اعضای خانواده رو زیاد گفته بود و یک سکه نقره گرفته بود بایستی به ازای اون یه نفر یه سکه طلا که قیمتش بیشتر از سکه نقره بود می پرداختند!!!!! .


 
 
داستان کوتاه
نویسنده : سید آرین - ساعت ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٢٠
 

جک و دوستش باب تصمیم می گیرندبرای تعطیلات به اسکی برند. با همدیگه رخت و خوراک و چیزهای دیگرشان را بار ماشین جک می کنند و به سوی پیست اسکی راه می افتند
پس از دو سه ساعت رانندگی ، توفان و برف و بوران شدیدی جاده را در بر گرفت چراغ خانه ای را از دور می بینند و تصمیم می گیرند شب را آنجا بمانند تا توفان آرام شود و آنها بتوانند به راه خود ادامه دهند
هنگامی که نزدیکتر می شوند می بینند که آن خانه در واقع کاخیست بسیار بزرگ و زیبا که درون کشتزار پهناوریست و دارای استبلی پر ازاسب و آن دورتر از خانه هم طویله ای با صدها گاو و گوسفند است
زنی بسیار زیبا در را باز می کند. مردان که محو زیبایی  زن صاحبخانه شده بودند، توضیح می دهند که چگونه در راه گرفتار توفان شده اند و اگر خانم خانه بپذیرد شب را آنجا سر کنند تا صبح به راهشان ادامه دهند.
زن جذاب با صدایی دلنشین گفت: همانطور که می بینید من در این کاخ بزرگ تنها هستم ، اما مساله این است که من به تازگی بیوه شده ام و اگر شما را به خانه راه دهم از فردا همسایه ها بدگویی و شایعه پراکنی را آغاز می کنند
جک پاسخ داد: نگران نباشید، برای این که چنین مساله ای پیش نیاید ما می تونیم در استبل بخوابیم. سحرگاه هم اگر هوا خوب شده باشد بدون بیدار کردن شما راه خود را به طرف پیست اسکی ادامه خواهیم داد

زن صاحبخانه می پذیرد و آن دو مرد به استبل می روند و شب را به صبح می رسانند بامداد هم چون هوا خوب شده بود راه
می افتند


 
 
ادعای پهلوانی
نویسنده : سید آرین - ساعت ٦:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/۱۸
 

شخصی که خیلی ادعای پهلوانی می کرد رفته بود خون بده. وقتی کیسه خون را آوردند که خونش را بگیرند.
به پرستار گفت: آبجی! کیسه چیه؟ لوله بیار که به همه خون برسه.
ولی بعد از اینکه یک کیسه خون داد از حال رفت و ۴ تا کیسه خون بهش زدند تا به هوش بیاد.
وقتی به هوش آمد، بدون اینکه به روی خودش بیاره به پرستار گفت: دیگه کسی خون نمیخواد؟!


 
 
آدم شیاد
نویسنده : سید آرین - ساعت ٦:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱٦
 

قاضی دادگاه، آدم شیادی که مال مردم را بالا می کشید محکوم کرد که روی الاغ سوار کنند و در همه جای شهر بگردانند و جار بزنند که او آدم کلاشی است و کسی به او پول ندهد.
در پایان روز صاحب الاغ از او کرایه خواست.
یارو با پوزخند گفت: مرد حسابی! خودت از صبح تا حالا داری فریاد می زنی که من پول مردم را بالا می کشم، حالا با چه امیدی از بنده کرایه الاغت را مطالبه می کنی؟!


 
 
تجدید وضو
نویسنده : سید آرین - ساعت ٦:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/۱٤
 

هنگام سحر، خروسی بالای درخت شروع به خواندن کرد و روباهی که از آن حوالی می گذشت به او نزدیک شد.
روباه گفت: تو که به این خوبی اذان می گویی، بیا پایین ب هم به جماعت نماز بخوانیم.
خروس گفت: من فقط مؤذن هستم و پیشنماز پای درخت خوابیده و به شیری که آنجا خوابیده بود، اشاره کرد.
شیر به غرش آمد و روباه پا به فرار گذاشت.
خروس گفت مگر نمی خواستی نماز بخوانیم؟ پس کجا می روی؟
روباه پاسخ داد: می روم تجدید وضو می کنم و برمی گردم!


 
 
اثبات عملی بهشت و جهنم
نویسنده : سید آرین - ساعت ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٩
 

آیا به مسیح و بهشت و جهنم معتقد هستی؟
جوان پاسخ داد: خیر من اعتقاد چندانی ندارم.
دختر گفت: متاسفانه نمی توانم خود را به ازدواج با شما راضی کنم
جوان پاسخ داد: اعتقادات شخصی هر کس مربوط به خود اوست, و ربطی به شما ندارد.
دختر گفت: بهتر است با مادرم مشورت کنم. او با مادرش مشورت کرد و گفت: مادر, خواستگار من از همه نظر خوب و پسندیده است ولی یک نقطه ضعف دارد و آن این است که اعتقادی به جهنم و بهشت ندارد چه کنم؟
مادر دختر گفت: مانعی
ندارد. تو با او ازدواج کن بعدها ما عملا وجود جهنم را به او اثبات خواهیم کرد!!!


 
 
داستان کوتاه
نویسنده : سید آرین - ساعت ۳:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱
 

یک بنده خدایی ، کناراقیانوس قدم می زد،وزیر لب دعایی راهم زمزمه میکرد . نگاهى به آسمان

آبى و دریاى لاجوردین و ساحل طلایى انداخت و گفت:



خدایا ! میشه تنها آرزوى مرا بر آورده کنى؟

ناگاه، ابرى سیاه، آ سمان را پوشاند و رعد و برقى در گرفت

و در هیاهوى رعد و برق، صدایى از عرش اعلى بگوش رسید

که میگفت: چه آرزویى دارى اى بنده ى محبوب من؟

مرد، سرش را به آسمان بلند کرد و ترسان و لرزان گفت:

ای خدای کریم از تو می‌خواهم جاده‌ای بین کالیفرنیا و هاوایی

بسازی تا هر وفت دلم خواست در این جاده رانندگی کنم!! از

جانب خدای متعال ندا آمدکه:

ای بنده‌ی من! من ترا بخاطر وفاداری‌ات بسیاردوست

می‌دارم و می‌توانم خواهش تو را برآورده کنم اما هیچ میدانی

انجام تقاضای تو چقدر دشوار است؟هیچ میدانی ‌که باید ته

اقیانوس آرام را آسفالت کنم؟ هیچ میدانی چقدر آهن و سیمان

و فولاد باید مصرف شود؟ من همه‌ای اینها را می‌توانم انجام

بدهم! اما آیا نمی‌توانی آرزوی دیگری بکنی؟

مرد، مدتى به فکر فرو رفت، آنگاه گفت:

اى خداى من! من از کار زنان سر در نمى آورم! میشود بمن

بفهمانى که زنان چرا مى گریند ؟ میشود به من بفهمانى

احساس درونى شان چیست؟ اصلا میشود به من یاد بدهى که

چگونه مى توان زنان را خوشحال کرد؟

صدایی از جانب باریتعالى آمد که:

ای بنده من! آن جاده‌ای را که خواسته‌ای، دو بانده باشد یا چهار بانده!!؟؟


 
 
شباهت زن و ویروس رایانه ای
نویسنده : سید آرین - ساعت ۳:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٦
 

جیبها تو Search میکنه !

پولاتو Delete میکنه !

خانوادتو Edit میکنه !

...ارتباط با دوستاتو Cut میکنه !

دوستهای خودشو Paste میکنه !

موبایل‌تو Scan میکنه !

خوشی‌هاتو Cancel میکنه !

اموالتو Rename میکنه !

هر چی قربون صدقش بری تو Recycle Bin میکنه !

هر چی منفی بهش گفتی Save میکنه !

کوچکترین مسائل رو Recovery میکنه !

هر وقت باهات دعواش بشه همشونو Restore میکنه !

روتو زیاد کنی Rebootتت میکنه !

آخرش هم ، مخت رو Hang میکنه !


 
 
جوک
نویسنده : سید آرین - ساعت ۳:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٦
 

این ماشین هدیه من براى تولد توئه

سوئیچش اون پایینه

.

.

وقتى میدونى تولدت نیست چراخودتو ضایع میکنى؟!


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

نصیحت حیف نون به فرزندش : تا وقتی زور داری از عقلت استفاده نکن !

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

یه عمر رفتیم سینما آخر نفهمیدیم دسته های صندلیش ماله خودمونه یا بغل دستیم

 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

در مسابقات” انجام حرکات خرکی ” در شهر حیف نون اینا
خود “خر” درمرحله مقدماتی حذف شد !

 




* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


سوال امتحان غضنفر :اسب سفید رستم چه رنگی بود و مال کی بود؟
جواب غضنفر :مشکی بود و مال زورو بود !

 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


یارو مهم میشه زیرش خط میکشن ، تازه تو امتحان هم میاد !!!!


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

کارت عروسی غضنفر :
شروع مراسم از ساعت ۶ تا هر وقت که دعوا شد !


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


وقتی مضرات سیگار رو توی یه مجله خوندم انقدر ترسیدم که قسم خوردم دیگه مجله نخونم !


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


به چند خواستگار ترجیحا پسر نیازمندم
دست به دست کنید بلکه پیدا شه

.
.
.

(از اس م اس های روزانه یه دختر دم بخت )


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


پین کدتیم رفیق! سه بار اشتباه بزنی فنا می شیم
درست بزنی فدات می شیم!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

قرعه کشی بانک دیروز:
هزاران دستگاه خودرو سواری
قرعه کشی بانک امروز:
هزاران لیتر بنزین
قرعه کشی بانک فردا:
هزاران نان سنگک


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

حیف نون بعد از دعوا و جر و بحث با خانمش:
اگه بخاطر یارانه ها نبود تا الان میکشتمت !


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

امروز در بازار غیر رسمی هر اونس چاغاله ۱۲۱۰ تومان معامله شد !


 
 
تفاوت ترمز abs و معمولی
نویسنده : سید آرین - ساعت ٧:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٤
 


 
 
لطیفه
نویسنده : سید آرین - ساعت ٦:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۳
 

- زندانبان: بلندشو ملاقاتی داری
زندانی: کی اومده ملاقاتمم؟
زندانبان: مادر زنت.
زندانی: ببین، لطفا بگین دیروز منو اعدام کردین!

- مرد بودن سخته… باید مثل تراکتور کار کنی، مثل پرادو شیک باشی، مثل پورشه کاین پرتوان، مثل ام وی ام کم مصرف باشی و مثل ماکسیما با گذشت عمرت از ریخت نیوفتی

- بی زحمت یکی این آرایشگرا رو توجیه کنه لطفا! درسته گفتن عروس باید با بقیه آرایشش فرق کنه ولی منظور این بوده که خوشگل تر بشه، نه عجیب غریب تر…

- شنیدم لپ تاپ گرفتی. مشخصاتش چیه؟
یک پسر: ۸ گیگ رم – ۱ ترا هارد…
یک دختر: صورتیه (ذوق مرگ)

- آیا می دونستید حداقل یک مرد به اسم آدم داشته ایم ولی همان یک زنِ آدم را هم نداشتیم!

- کشتی در حال غرق شدن بود که ناخدا فرمان داد. مردها حمله کردن که برن، ناخدا گفت خجالت بکشید، خانم ها مقدمند! زن ها ضمن تشکر از ناخدا یکی یکی پیاده شدن. بعد ناخدا گفت آقایون حالا میتونید پیاده شید، کوسه ها به اندازه کافی سیر شدن!

- یکی از فک و فامیلا می گفت: فیلم عروسی ام رو برعکس که می بینم خیلی حال میده، زنم حلقه اش رو در میاره، میده بهم و میره خونه باباش!

- مرد به زن: عزیزم ممنونم ازت! تو اعتقاد به دین رو به زندگی آوردی چون من قبل از ازدواج معتقد بودم جهنم اصلا وجود نداره!

- دختره تا دیروز که خونه باباش بود از شیلنگ حیاط آب می خورد، الان که ازدواج کرده می گه آب معدنی دماوند استاندارد نیست!

- دنیا بدون خانم ها: بازار خلوت، پول ها اضافه، خبابون ها خلوت و روان، مخابرات ورشکسته، شیطون بیکار!

- زن لال هرگز از شوهرش کتک نخورده است. (ضرب المثل فرانسوی)

- سازمان امنیت ملی خبر داد: جوراب و بوی عرق مردها جزو سلاح های کشتار جمعی قرار گرفت

- یک خانم ۳۵ ساله به بچه دار شدن فکر می کند، یک مرد ۳۵ ساله به چه چیزی فکر می کند؟
به قرار گذاشتن با بچه ها.

- تنها یک مرد می تواند یک ماشین ارزان قیمت ۲ میلیون تومانی بخرد و یک سیستم صوتی ۴ میلیون تومانی روی آن نصب کند.

- آقایون لباس هایشان را چگونه دسته بندی می کنند؟
«کثیف» و «کثیف اما قابل پوشیدن»

- اگر یک مرد و یک زن با هم از یک ساختمان ۱۰ طبقه به پایین بیفتند کدامیک زودتر به زمین می رسد؟
جواب: خانم، چرا که آقا راه را گم می کند…


 
 
جوک های زن و شوهری
نویسنده : سید آرین - ساعت ٥:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۳
 

دیشب به خانمم می گم از پای سیستم پاشو، می خوام ایمیل هام رو چک کنم. می گه صدات رو بیار پایین، دیگه از روح الله داداشی که گنده تر نیستی!!!

 

- مرد یعنی کار و کار و کار و کار
یکسره در شیفت های بیشمار
مثل یک چیزی میان منگنه
روز و شب از هر طرف تحت فشار
مرد یعنی سکته، یعنی سی سی یو
خلقتش اصلا به این درد بود
ختم مطلب، مرد یعنی جان نثار
تا درآرد روزگار از وی دمار

- می گن مردهای مجرد کمتر از مردهای متاهل عمر می کنند اما مردهای متاهل بسیار بیشتر از مردهای مجرد آرزوی مرگ می کنند.

- شکر خدا که زنده گریختم ز دست زن
گر نام زن برم تو بیا گردنم بزن

- توی دانشگاه یکی از همکلاسی ها از یه دختره خوشش اومده بود، رفت کشیدش کنار با اعتماد به نفس کامل بهش گفت: «دیگه وقتشه که سایه یه مرد بالاسرت باشه!»

- بهترین راه برای به خاطر سپردن روز تولد زنت اینه که فقط یه بار اون روزو فراموش کنی!


 
 
لطیفه
نویسنده : سید آرین - ساعت ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۱٥
 

یه روزی یه مرده نشسته بوده و داشته روزنامه اش رو می خونده که زنش یهو ماهی تابه رو می کوبه تو سرش!
مرده می گه: برا چی این کار رو کردی؟
زنش جواب می ده: به خاطر این زدمت که تو جیب شلوارت یه تکه کاغذ پیدا کردم که توش اسم جنى (یه دختر) نوشته شده بود…
مرده می گه: وقتی هفته پیش برای تماشای مسابقه اسب دوانی رفته بودم اسبی که روش شرط بندی کردم اسمش جنی بود.
زنش معذرت خواهی می کنه و می ره به کارای خونه برسه.
سه روز بعد، مرد داشت تلویزین تماشا می کرد که زنش این بار با یه قابلمه ی بزرگتر می کوبه تو سرش به طوری که مرده تقریبا بیهوش می شه.
مرد وقتی به خودش میاد می پرسه این بار برای چی منو زدی؟
زنش جواب می ده: آخه اسبت زنگ زده بود!


 
 
کلاه فروش و میمون ها
نویسنده : سید آرین - ساعت ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۳٠
 

کلاه فروشی روزی از جنگلی می گذشت. تصمیم گرفت زیر درخت مدتی استراحت کند. لذا کلاه ها را کنار گذاشت و خوابید. وقتی بیدار شد متوجه شد که کلاه ها نیست. بالای سرش را نگاه کرد. تعدادی میمون را دید که کلاه ها را برداشته اند. فکر کرد که چگونه کلاه ها را پس بگیرد. در حال فکر کردن سرش را خاراند و دید که میمون ها همین کار را کردند. او کلاه را ازسرش برداشت و دید که میمون ها هم از او تقلید کردند. به فکرش رسید… که کلاه خود را روی زمین پرت کند. لذا این کار را کرد. میمون ها هم کلاه ها را به طرف زمین پرت کردند. او همه کلاه ها را جمع کرد و روانه شهر شد.

سالهای بعد نوه او هم کلاه فروش شد. پدربزرگ این داستان را برای نوه اش تعریف کرد و تاکید کرد که اگر چنین وضعی برایش پیش آمد چگونه برخورد کند. یک روز که او از همان جنگل گذشت در زیر درختی استراحت کرد و همان قضیه برایش اتفاق افتاد. او شروع به خاراندن سرش کرد. میمون ها هم همان کار را کردند. او کلاهش را برداشت، میمون ها هم این کار را کردند. نهایتا کلاهش را بر روی زمین
انداخت. ولی میمون ها این کار را نکردند. یکی از میمون ها از درخت پایین آمد و کلاه را از روی زمین برداشت و در گوشی محکمی به او زد و گفت: فکر می کنی فقط تو پدربزرگ داری؟!

 


 
 
چهار دانشجو
نویسنده : سید آرین - ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۱
 

 چهار دانشجو شب امتحان به جای درس خواندن به مهمونی وخوش گذرونی رفته بودند و هیچ آمادگی امتحانشون رو نداشتند.

روز امتحان به فکر چاره افتادند وحقه ای سوارکردند به این صورت که سر و رو شون رو کثیف کردند ومقداری هم با پاره کردن لباس هاشون در ظاهرشون تغییراتی بوجود آوردند.

 

سپس عزم رفتن به دانشگاه نمودندویک راست به پیش استاد رفتند.

مسئله رو با استاد اینطور مطرح کردند:

که دیشب به یک مراسم عروسی خارج ازشهر رفته بودندو در راه برگشت از شانس بد یکی از لاستیک های ماشین پنچرمیشه و اونا با هزار زحمت و هل دادن ماشین به یه جایی رسوندنش واین بوده که به آمادگی لازم برای امتحان نرسیدند کلی از اینها اصرار و از استاد انکار، آخر سر قرار میشه سه روز دیگه یک امتحان اختصاصی برای این ۴ نفرازطرف استاد برگزار بشه،

آنها هم بشکن زنان از این موفقیت بزرگ، سه روز تمام به درس خوندن مشغول میشن و روز امتحان با اعتماد به نفس بالا به اتاق استاد میرن تا اعلام آمادگی خودشون رو ابراز کنند

استاد عنوان می کنه بدلیل خاص بودن و خارج از نوبت بودن این امتحان باید هر کدوم از دانشجوها توی یک کلاس بنشینند و امتحان بدن که آنها به خاطر داشتن وقت کافی وآمادگی لازم باکمال میل قبول می کنند.

امتحان حاوی دو سوال و بارم بندی از نمره بیست بود:

۱ ) نام و نام خانوادگی؟ ۲ نمره

۲ ) کدام لاستیک پنچر شده بود؟ ۱۸ نمره

الف) لاستیک سمت راست جلو
ب) لاستیک سمت چپ جلو
ج) لاستیک سمت راست عقب
د) لاستیک سمت چپ عقب

 


 
 
رابطه سن و معیار ازدواج
نویسنده : سید آرین - ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٤
 
توصیه اکیدم به خانوم هایی است که شدیدا به خودشون بدهکارند و فکر میکنند فقط تنها موجودات کره زمین اند این است که این متن را بخوانند.

اطلاعات زیر،‌ حاصل یک گروه محقق بر روی یک گروه میلیونی از دختران ایرانی است
که در آن رابطه‌ی بین سن و معیار ازدواج مورد بررسی قرار گرفته است.

*۱۸**الی **۲۰**سالگی :* حداقل لیسانس داشته باشد، قدبلند،‌ خوش بر و رو،‌ خوش
تیپ ،‌ خوشمزه !!! ،‌ پولدار، ‌دارای ماشین ( حداقل 206)،‌ترجیحا خارج رفته.

*۲۱**الی **۲۴**سالگی :* حداقل فوق دیپلم داشته باشد، ‌قد متوسط هم اشکال
ندارد ، قیافه چندان مهم نیست ، تیپ معقولانه ، بداخلاق نباشد،‌دارای ماشین (
حداقل پراید ) ، خارج رفته ‌نرفته فرقی ندارد.

*۲۵**الی **۲۹**سالگی :* مدرک تحصیلی چندان مهم نیست ، ‌کار داشته باشد کافیست
، قدش خیلی کوتاه نباشد ( ترجیحا ) ، مهم سیرت است نه صورت!!!، آدم نباید
ظاهربین باشد ،‌ دست بزن نداشته باشد همین ، ماشین نداشت اشکال ندارد ولی قول
بدهد بعدا بخرد.

*۳۰**الی **۳۵**سالگی :* مدرک اصلا مهم نیست فقط سواد خواندن و نوشتن داشته
باشد کفایت می‌کند ، کار داشته باشد ، قدش اصلا اهمیت ندارد ،‌مهم فهم و شعور
است.

*۳۶**الی **۴۰**سالگی :* کار داشته باشد کافیست،‌فهم و شعورهم ترجیحا داشته
باشد

*۴۱**الی **۵۰**سالگی :* مذکر باشد کفایت می‌کند!

*۵۰**الی آخر:* در حال حاضر مشترک مورد نظر در دسترس نمی‌باشد .1****

نو ریسپانس تو پیجینگ!!!

*- در پایان به پسران محترم و عزیز توصیه می**‌**شود :*

با توجه به بالا رفتن سن ازدواج دختران که میانگین آن نزدیک به سی سال است ،
زیاد خودشان را برای ادامه‌ی تحصیل ، مشکل سربازی ، خرید منزل ، ‌ماشین ، ‌موبایل
وغیره اذیت نکنند ؛ چرا که هم عجله کار شیطان است و هم طبق آمار فوق ، ‌طرف
همینجوری از شما راضی است و نیازی به زحمت اضافه نمی‌باشد!!!


 
 
اس ام اس سرکاری
نویسنده : سید آرین - ساعت ٥:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢٠
 

زندگی مثل بازی شطرنجه... البته توخیلی بچه ای، برو همون منچتو بازی کن!
...................................................

زندگی آنقدر عجیب نیست که شما تصور می کنید... زندگی آنقدر عجیب است که شما نمی توانید تصور کنید.
 

 ...................................................

اگه دیدی یه روز یه پرنده اومد رو شونه ات نشست ..تعجب نکن ..واسه این که من آدرس زیباترین

 

گل دنیا رو بهش دادم ..بزار یه کمی استراحت کنه ..میره به اون آدرسی که من دادم بهش

 

...................................................

 تو توی دماغ من چی کار می کنی؟
...
...
...
جنبه شوخی داشته باش!
...
...
...
خواستم بگم: تو نفس منی!
...................................................

یه نفر تو مسابقه بیست سوالی شرکت میکنه، قبل از مسابقه بهش میگن:
ببین جواب ژاندارمریه ولی همون اول نگی که ضایع بشه، یه چند تا سوال اولش بکن بعد جوابو بگو.
مسابقه شروع میشه، یارو میپرسه: جانداره؟
مجریه میگه: نه.
یارو میگه: مِریه؟
میگه: نه.
یارو میگه: جاندارمریه؟
................................................
انجیر رو به یارو نشون می دن ، می گن این چیه ؟
می گه آلو بوده چلوندن ،
تو زعفرون خوابوندن ،
بهش کنجد مالوندن ،
یه چوب بهش چپوندن ،
تازه شده گلابی.
...........................................
وقتی کسی ناراحتت می‌کنه 42 تا ماهیچه استفاده میشه تا اخم کنی،
اما فقط 4 تا ماهیچه لازمه تا دستت رو دراز کنی و بزنی پس کله‌اش

................................................

همیشه پشت سر هر مرد موفق، زنی است... که نتونسته جلوی موفقیت شو بگیره!

 

...................................................

 

عاشق آن نیست که برای عشقش در سرما آتش روشن کند، عاشق آن است که کتش را بدهد به عشقش، خودش سرما بخورد و

 

 6 تا آمپول بزنه تا دیگه از این غلط ها نکنه!

 

...................................................

فقط تنبل‌ها معتقدند کاری را که می‌توان پس‌فردا انجام داد، نباید به فردا موکول کرد!

 

...................................................

یارو بعد از 3 سال یه پازلو تکمیل میکنه ازش مپرسن فکر نمیکنی زیاد طول کشیده؟میگه:نه رو جلدش نوشته 5 تا 7 سال

 

...................................................

از طرف می پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز می کنن ؟ میگه : آخه من امتحان کردم..... پیاده خیلی راهه

 

...................................................

به طرف میگن از اینکه همسرت را عزیزم خطاب میکنی چه احساسی داری ؟؟ میگه احساس گناه !!!!!!!!! میگن چرا ؟ میگه آخه اسمش یادم نیست

 

...................................................

به یارو میگن درو ببند هوای بیرون سرده. میگه مثلا من درو ببندم هوای بیرون گرم میشه؟؟



 
 
جوک زن و شوهری
نویسنده : سید آرین - ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱٦
 

از زنی پرسیدند: فرق تو با حوا چیه؟
 میگه هیچی... فقط شوهر اون آدم بود، شوهر من آدم نیست!؟

××××××××××××××××××

آتقی نفس زنان میاد خونه، به زنش میگه:خانم جان چه نشستی که به هرکی که پنج تا بچه داشته باشه، یک پراید مجانی میدن! زنش میگه: مرد مگه زده به سرت؟! ما که سه تا بچه بیشتر نداریم!
آتقی میگه: خانم جان، از شما چه پنهون...من دو تا بچه هم از صغرا خانوم، طبقه پایینی دارم! الان میرم میارمشون. خلاصه میره دو تا بچه ها رو میاره، وقتی برمیگرده میبینه دو تا از بچه هاش نیستن. از زنش میپرسه: خانم جان، یاسر و علی کجا رفتن؟
زنش میگه: والله تو که پایین بودی، هوشنگ خان اومد بچه هاشو برد!!!

××××××××××××××××××


داش آقا در رشته تکواندو قهرمان اول بود. یکی از اصلی ترین سرگرمی او این بود که هر گاه مگسی وز وز کنان پیدایش می شد، با یک ضربه دست، او را در هوا به دونیم می کرد و دوستانش او را تشویق می کردند. پس از مدتی پدرش وی را زن داد و به مرور آنهمه تیزی و چالاکی از میان رفت. روزی مگسی وز وز کنان پیدایش شد، او را با دست گرفت و خطاب به او گفت: اگر دست از اذیت و آزار بر نداری، می گم بابام برای تو هم زن بگیره! 

××××××××××××××××××××


 اگه گفتی؟؟به زنی که همیشه میدونه شوهرش کجاست چی میگن؟؟


میگن...بیــــوه

×××××××××××××××××

 یه مرد احمق به یه زن میگه ساکت باش اما یک مرد دانا به یه زن میگه نمی دونی وقتی لبهات بسته اند چقدر خوشگل میشی 

××××××××××××××××

وقتی یک مرد از ازدواج میترسه واسه این نیست که از دل بستن به یک زن میترسه ،
بلکه دل بریدن از بقیه زنها ست که اونو میترسونه

××××××××××××××××××

زن باید 3 خصیصه داشته باشه :
1:نجیب باشه یعنی به جیب شوهرش کاری نداشته باشه
2:خانه دار باشه یعنی از خودش خانه داشته باشه
3: مثل ماه باشه یعنی شب بیاد خونه صبح بره سرکار


 
 
لطیفه
نویسنده : سید آرین - ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱٩
 

یه مرده با زنش سوار ماشین بودن و داشتن می رفتن ماه عسل، یه خارجیه می آد و با ماشینش از کنارشون رد می شه و می گه: گود مورنینگ. مرده هم در جواب می گه: مورنینگ گود. زنش ازش می پرسه؟ تو به اون یارو خارجیه چی گفتی؟ می گه: هیچ چی، اون گفت: سلام علیکم، منم گفتم: علیکم السلام!!!

×××××××××××××××××××××

تو کلاس درس معلم گفت: بچه ها امروز میخوام بهتون بگم  دو آدم اول دنیا چطور بوجود آمدند. یکی ازبچه ها گفت : خانم اونو میدونیم . بگین سومین آدم دنیا چطور بوجود آمد.

×××××××××××××××××××××

عروس جوان گریه کنان می گفت: من نمیتوانم اخلاق بد شوهرم را تحمل کنم. او آنقدر مرا عصبانی و ناراحت کرده که دارم لاغر می شوم .عمه اش از او پرسید: پس چرا او را ترک نمی کنی؟
جواب داد: قصد این کار را دارم ولی منتظرم تا او وزن مرا تا
50  کیلو پایین بیاورد.

 

×××××××××××××××××××

مأمور سرشماری از زن پرسید: چندتا بچه داری؟ زن گفت: چهار تا. پرسید: چند سالشونه؟ زن گفت: هشت، هفت، شش و پنج!!! مأمور پرسید: شوهرت چیکاره است؟ زن گفت: از پنج سال پیش که اینترنت خریده دائماً پای اینترنته!


 
 
قضای حاجت
نویسنده : سید آرین - ساعت ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱٥
 

از ناصرالدین شاه روایت است که در سفر اولش به فرنگ روزی برای قضای حاجت تنگش گرفته بود، ولی به طرز کار توالت های فرنگی آشنا نبود. فرصت پرسش از ملازمین هم نبود. ناچار روی تکه کاغذی کارش را کرده و خود را راحت نمود. ولی دید خیلی ضایع شد و آبرویش پیش میزبان خواهد رفت. ناچار کاغذ را جمع و جور کرد که از پنجره به باغ پرتاب کند. تیرش به خطا رفت و محتویات کاغذ مستقیما به سقف خورد همانجا چسبید و ماند. شاه دید خیلی بدتر شد. از پنجره به آرامی باغبان را فرمان داد که داخل شود، و به او گفت که به تو صد فرانک می دهم که این فضولات را از سقف پاک کنی، و به کسی هم چیزی نگویی. باغبان که از خنده روده بر شده بود جواب داد: قربان خاک پاک همایونی، من دویست فرانک به شما می دهم که به من بگویید چطوری آن بالا توی سقف کار خرابی کردین؟


 
 
سؤال
نویسنده : سید آرین - ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱٩
 

جرج بوش می ره بازدید یه مدرسه، سر کلاس می شینه و می گه: هر سوالی دارین بکنین. یکی
بلند می شه و می گه: سلام آقای رییس جمهور،اسم من رابرته، من سه تا سوال داشتم؟
?- چه طور شد شما انتخابات رو باختید و بعد بردید؟ ? - چرا شما  بدون دلیل به عراق حمله
کردید؟ ? - به نظر شما، بمب اتمی هیروشیما، بزرگترین عمل تروریستی تاریخ نبود؟ جرج بوش
تکونی رو صندلیش می خوره و تا می آد جواب بده، زنگ تفریح می خوره. زنگ بعد یه پسر دیگه بلند
می شه و می گه: آقای رییس جمهور، اسم من جکه و من پنج تا سوال داشتم؟ ?- چه طور شد شما انتخابات رو باختید و بعد بردید؟ ?- چرا شما بدون دلیل به عراق حمله کردید؟ ?- به نظر شما، بمب اتمی هیروشیما، بزرگترین عمل تروریستی تاریخ نبود؟ ?- چرا زنگ تفریح ?? دقیقه زودتر به صدا در اومد؟ ?- و سوال آخر؟ رابرت کو؟

 


 
 
راننده اصفهانی
نویسنده : سید آرین - ساعت ٥:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱۸
 

حتما ماجرای راننده ایرانی در کانادا را شنیده‌اید که دنده عقب می‌رفته که به ماشین یک کانادایی می‌زند و پلیس که می‌آید، از راننده ایرانی عذرخواهی می‌کند و می‌گوید " لابد راننده کانادایی مست است که مدعی‌ شده شما دنده عقب می‌رفتید!" 

حالا اتفاق جالب‌تری در اتوبان اصفهان رخ داده: همشهری اصفهانی ما توی اتوبان با سرعت ۱۸۰ کیلومتر در ساعت می رفته که پلیس با دوربینش شکارش می کند و ماشینش را متوقف می کند. پلیس می‌آید کنار ماشین و می‌گوید: 

"گواهینامه و کارت ماشین!" اصفهانی با لهجه غلیظی می‌گوید:" من گواهینامه ندارم. این ماشینم مالی من نیست. کارتا ایناشم پیشی من نیست. 


من صاحَب ماشینا کشتم آ جنازشا انداختم تو صندق عقب. چاقوش هم صندلی عقب گذاشتم! حالاوَم داشتم میرفتم از مرز فرار کونم، شوما منا گرفتین." 

مامور پلیس که حسابی گیج شده بوده بیسیم می‌زند به فرمانده‌اش و عین قضیه را تعریف می‌کند و درخواست کمک فوری می‌کند. 

فرمانده اش هم میگوید که او کاری نکند تا خودش را برساند! فرمانده در اسرع وقت خودش را به محل می‌رساند و به راننده اصفهانی می‌گوید: 

آقا گواهینامه؟ اصفهانی گواهینامه اش را از توی جیبش در می‌آورد و می‌دهد به فرمانده. فرمانده می‌گوید: کارت ماشین؟ اصفهانی کارت ماشین را که به نام خودش بوده از جیبش در می‌آورد و می‌دهد به فرمانده. 

فرمانده که روی صندلی عقب چاقویی نیافته، عصبانی دستور می‌دهد راننده در صندوق عقب را باز کند. اصفهانی در را باز میکند و فرمانده می‌بیند که صندوق هم خالی است. 

فرمانده که حسابی گیج شده بوده، به راننده اصفهانی می‌گوید:" پس این مأمور ما چی میگه؟!" 

اصفهانی می‌گوید: "چی میدونم والا جناب سرهنگ! حتماً الانم می‌خواد بگد من داشتم ۱۸۰ تا سرعت می‌رفتم؟"


 
 
این کارها رو انجام بدین !!
نویسنده : سید آرین - ساعت ٤:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢٤
 
  • قبل از ورود مهمونها یک دور همه قاشقها رو دهنی کنید.

  • قبل از ورود به دستشویی عمومی به بقیه تعارف کنید.

  • تو آلبوم کنار عکس بچتون چندتا از پوشکهای نازنینشون رو هم بچسبونید.

  • سر میز غذا مدام جوکهای کثیف دبلیوسی ای تعریف کنید.

  • سر میز با آفتابه برای مهموناتون آب پرتقال سرو کنید.

  • توی راسته ی خیابون روی شیشه ماشینهایی که پارک کردند تف کنید.

  • از زیر شلواری پدربزرگتون به عنوان هدیه ولنتاین استفاده کنید.

  • برای بستن در سامسونتی که توش هندونه گذاشتید تلاش کنید.

  • با کراوات ابریشمی شوهرتون در دبه ی ترشی رو پلمب کنید.

  • صندل پاشنه ۵ سانتی رو با جوراب مچی بپوشید.

  • به برادر یا خواهرتون(هر کدوم که بیشتر فاز می ده )زنگ بزنید و با صدای بریده بریده و نگران بگید بابا .. بابا…بابا … آب داد درسشو یادته ؟

  • برای معافیت از سربازی همه دندوتاون رو بکشید.

  • کرم ضد آفتاب رو به کف پاتون بمالید.

  • با سنگ پا صورتتون رو تمیز کنید.

  • صفحه ازدواج و طلاق شناسنامه تون رو با خودکار آبی پیشاپیش پر کنید.

  • با موبایل دوستتون به خونه شون زنگ بزنید و بگید از بخش حوادث بیمارستان مزاحم میشید و این موبایل توی جیب جانباخته بوده.

  • از انتظامات پارک بپرسید این همه می گفتن تو پارکها کلی مواد فروش داره پس کوشن ؟

  • به جای قناری مرغ و خروس تو قفس بذارید و از سقف اتاق آویزون کنید.

  • هر جا زنبورگاوی دیدید با دست بگیرید و اینقدر فشارش بدبد تا شیرش دوشیده بشه.

  • در یک شب شعر شرکت کنید و شعر تبلیغ مای بیبی رو با احساس بخونید.

  • مسئولیت یک عملیات تروریستی رو به عهده بگیرید.

 


 
 
تست هوش
نویسنده : سید آرین - ساعت ٤:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱٦
 

تست هوش تا سوأل هستش. باید اونها رو سریع جواب بدی. حق فکر کردن نداری، حالا بزار ببینیم، چقدر باهوش هستی. آماده ای؟ برو پایین تر.....

سوأل اول : فرض کنید در یک مسابقه دوی سرعت شرکت کرده اید. شما از نفر دوم سبقت می گیرید حالا نفر چندم هستید؟

سعی کن تو سوأل دوم گند نزنی. برای پاسخ به سوأل دوم، باید زمان کمتری را نسبت به سوأل اول فکر کنی.

سوأل دوم: اگر شما توی همون مسابقه از نفر آخر سبقت بگیرید، نفر چندم خواهید شد؟

شما در این مورد خیلی خوب کار نمی کنید، نه؟

سوأل سوم: ریاضیات فریبنده!!! این سوأل رو فقط ذهنی حل کنید. از قلم و کاغذ و ماشین حساب استفاده نکنید. عدد 1000 رو فرض کنید. 40 رو به اون اضافه کنید. حاصل رو با یک 1000 دیگه جمع کنید. عدد 30 رو به جواب اضافه کنید. با یک هزار دیگه جمع کنید. حالا 20 تا دیگه به حاصل جمع، اضافه کنید. 1000 تای دیگه جمع کنید و نهایتاً 10 تا دیگه به حاصل اضافه کنید. حاصل جمع بالا چنده؟

شاید بتونید سوأل آخر رو جواب بدید. تمام سعی خودتون رو بکنید. آبروتون در خطره!!!

سوال آخر؟پدر ماری، پنج تا دختر داره: 1-Nana 2- Nene 3- Nini 4- Nono. اسم پنجمی چیه؟

 

جواب ها رو تو ادامه مطلب بخونید 


 
 
بوس
نویسنده : سید آرین - ساعت ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۸
 
مردی به همسرش این گونه نوشت:
عزیزم این ماه حقوقم را نمی توانم برایت بفرستم به جایش 100 بوسه برایت فرستادم.
عشق تو
همسرش بعد از چند روز این جوری جواب داد:
عزیزم از اینکه 100 بوس برام فرستادی نهایت تشکر را می کنم.ریز هزینه ها:
1.معلم مدرسه بچه ها با 7 بوس به توافق رسیدیم.
2..صاحب خانه هر روز می اید و 2-3 بوس از من می گیرد.
3.با سوپر مارکتی فقط با بوس به توافق نرسیدیم بنابرین من ایتم های دیگری به او دادم.
4.سایر موارد 40 بوس.
نگران من نباش…هنوز 35 بوس دیگر برایم باقی مانده که امیدوارم بتونم تا اخر این ماه با اون سر کنم.

 


 
 
طنز کوتاه و شاید تکراری
نویسنده : سید آرین - ساعت ٩:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٧
 

دعای دخترها و پسرها قبل از ازدواج

دعای دختر مجرد:

اللهم عجل فی ازدواجنا و تکمیل دیننا وارزقنا زوجا الذی رفیعا مدرکا و رشیدا قدا و مالا کثیرا و بیتا مستقلا و سیاره البرشیا

××××××××××××××

دعای پسر مجرد:

اللهم ارزقنا حوریا تک دانه و کم توقعا و والدینها رو به موتا و جهیزیتها کامله و کدبانوا فی الامور المنزل و تسلیما لخشمنا و خدمتنا


 
 
مردها پس از فوت همسر
نویسنده : سید آرین - ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٥
 

مردها کاین گریه در فقدان همســــــــر می کنند
بعد مرگ همســـــــر خود ، خاک بر سر می کنند ! 

 

خاک گورش را به کیسه ، سوی منزل مـــی برند !
دشت داغ سینــه ی خـــــود ، لاله پرور می کنند 

 

چون مجانین ! خیره بر دیوار و بر در مــی شوند
خاک زیر پای خود ، از گریه ، هــــی ! تر می کنند 

روز و شب با عکــس او ، پیوسته صحبت می کنند
دیده را از خون دل ، دریای احمـــــر مــــی کنند ! 

در میان گریه هاشان ، یک نظر ! با قصد خیـــــر !!
بر رخ ناهیـد و مینـــــا و صنــــــوبر می کنند ! 

بعدِ چنـــدی کز وفات جانگــــــداز ! او گذشـــت
بابت تسلیّت خــود ! فکـــر دیگـــــر مـــی کنند 

دلبری چون قرص ماه و خوشگل و کم سن و سال
جانشیـــــن بی بدیل یار و همســــــر می کنند 

کــج نیندیشید !! فکــر همســــــر دیگر نیَند !
از برای بچه هاشان ، فکر مـــادر مـــی کنند !!

 


 
 
وقتی دو پسر عاشق یه دختر میشن
نویسنده : سید آرین - ساعت ٩:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٥
 

 

 

- توی ژاپن:

جوان اولی از عشق جوان دومی نسبت به دختر محبوبش متاثر میشه و خودکشی می کنه جوان دومی هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگین میشه که خودکشی می کنه بعدش برای دختر ژاپنی هم چاره ای جز خودکشی نیست .

- توی اسپانیا:

مرد اولی توی دوئل ، مرد دومی رو از پای در میاره و با زن محبوبش به آمریکای جنوبی فرار می کنن .

- توی انگلستان:

دو تا عاشق با کمال خونسردی حل قضیه رو به یه شرط بندی توی مسابقه ء اسب سواری موکول می کنن اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون میشه .

- توی فرانسه:

خیلی کم کار به جاهای باریک می کشه دو تا مرد با همدیگه توافق می کنن که خانم مدتی مال اولی و مدتی مال دومی باشه .

- توی استرالیا:

دو تا مرد بر سر ازدواج با معشوق مشترک سالها مشاجره می کنن این مشاجره اونقدر طول می کشه تا یکی از طرفین پیر بشه و بمیره ، یا از یه مرضی بمیره اونوقت اونکه زنده مونده با خیال راحت به مقصودش می رسه .

- توی قفقاز:

جوان اولی دختر محبوب رو بر می داره و فرار می کنه دومی هم دختر رو از چنگ اولی می دزده و پا به فرار می ذاره باز اولی همین کار رو می کنه و این ماجرا دائما تکرار میشه .

- توی نروژ:

معشوقه ء دو مرد برای اینکه به جدال و دعوای اونها خاتمه بده خودشو از بالای ساختمون مرتفعی میندازه پایین و غائله ختم میشه .

- توی آفریقا:


 
 
لحظه ای تامل
نویسنده : سید آرین - ساعت ۸:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٤
 

 (((در داستان های قدیمی آورده اند که، روزی خداوند فرشته ای از فرشتگان بارگاه خویش را به زمین فرستاد و گفت در هر قاره ای، یکی از بندگان را بیاب و هر آنچه میخواهد مستجاب کن.)))
 
فرشته نخست بار بر کالیفرنیای آمریکا فرود آمد. مردی را دید که در خیابان قدم میزند. گفت ای مرد، حاجت چه داری تا روا کنم از برای تو؟ مرد گفت: خانه ای بزرگ میخواهم. ماشینی بسیار بزرگ و مقدار زیادی پول. آنقدر که هر چه خرج کنم به پایان نرسد...
خواسته مرد مستجاب شد.

فرشته بر سر اروپا چرخی زد و بر روی پاریس فرود آمد. زنی را پیدا کرد. آرزوی زن را پرسید. زن گفت: مردی میخواهم زیبا رو. و لباسی که هیچ زنی تا کنون نپوشیده باشد. و عطری که هیچ انسانی تا کنون نبوییده باشد...
خواسته زن مستجاب شد.

فرشته به قاره آسیا روان شد و از قضا در میانه یکی از کویرهای ایران فرود آمد.


 
 
جوک جدید
نویسنده : سید آرین - ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢۳
 

کی گفته دخترا نمیتونن پارک دوبل برن؟
صبح یه دختر یدونه پارک دوبل خفن رفت!
و به طرز زیبایی رفت تو…
.
.
جوب!!!!

×××××××××××××××

 

تنها کسی که رو زمین می تونه از خانم ها بخواد که دیگه حرف نزنن و در جواب یه لبخند تحویل بگیره کسی نیست جز……
.
.
...عکاس!!

 ×××××××××××××××××××

زوجی بر سر یک چاه آرزو رفتند،
مرد خم شد، آرزویی کرد و یک سکه به داخل چاه انداخت.
زن هم تصمیم گرفت آرزویی کند ولی زیادی خم شد و ناگهان به داخل چاه پرت شد
مرد چند لحظه ای بهت زده شد بعد لبخندی زد و گفت:
این چاه واقعا کار می کنه!

 ×××××××××××××××××

سرجلسه امتحان از دختره کنار دستم می پرسم:
لاک داری؟ میگه: چه رنگی !؟ خدایا اینا کی میخوان به رشد ذهنی برسن؟!!

 ××××××××××××××××

از دختره می پرسن شوهر چند حرف داره؟ میگه اگه پیدا بشه حرف نداره!
 

 ×××××××××××××××××

مشکل خانمها از اونجا آغاز میشه که لاک جدیده رو میزنن حالا باید براش شلوار و پیرهن و کفش و کیف و مانتو و روسری جور کنن

×××××××××××××××××

 

: آقای دکتر، راهی هست تا عمرم طولانی بشه؟
: ازذواج کن!
: یعنی تاثیری هم داره؟
: نه، ولی دیگه فکر عمر طولانی سراغت نمیاد


 
 
جوک های زن و شوهری
نویسنده : سید آرین - ساعت ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٥
 

تنها انتقامی که می توانی از کسی که زنتان را از چنگ شما در آورده است بگیری آن است که وی را وادار کنی او را نگاه دارد.

*******************
راز زندگی مشترک طولانی:
هر هفته به یک رستوران زیبا رفته و در زیر نور شمع، شام شاعرانه ایی را صرف نمایید.
البته جدا از هم.

*****************************
چون دو سال است ازدواج کردم، دیگر از تروریست ها وحشتی ندارم.

*************************
من در ازدواج شانسی نداشته ام، اولی مرا ول کرد و رفت، و دومی این کار را نکرد.

************************
اگر زندگی زناشویت را می خواهی نگاه داری باید در زمانی که اشتباه کردی اعتراف کرده و در غیر این صورت ساکت باشی.

******************
من و همسرم بیست سال شاد بودیم تا آنکه با هم آشنا شدیم.

********************
یک زن خوب زمانی که اشتباه می کند، همسر خود را می بخشد.

*************************
مردی برای یافتن همسر در روزنامه آگهی داد، فردای آن روز صدها نامه برای او آمد که
نوشته شده بود:
می توانید همسر مرا بگیرید.


 
 
جوک زن و شوهری
نویسنده : سید آرین - ساعت ٧:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱
 


مرداحساس را کشف کرد و زن عشق را،
مرد کار را کشف کرد و زن خانه داری را،
مرد پول را اختراع کرد و زن خرید را،
از آن زمان، مرد چیزهای بسیار زیادی کشف و اختراع کرد، و زن همچنان در حال خرید است ‎ !!!

×××××××××××××××××××
یک زن نگران آینده است تا زمانی که شوهر کند
یک مرد هرگز نگران آینده نیست تا زمانی که زن بگیرد
یک مرد موفق مردیست که درآمدش بیشتر از مبلغی باشد که زنش خرج می کند
یک زن موفق زنیست که بتواند چنین مردی را پیدا کند

×××××××××××××××××××

برای اینکه با یک مرد شاد باشید باید او را کاملا درک کنید و کمی دوست داشته باشید
برای اینکه با یک زن شاد باشید باید او را کاملا دوست داشته باشید و اصلا سعی نکنید که او را درک کنید
×××××××××××××××××××××

مردان متاهل بیشتر از مردان مجرد عمر می کنند در عوض مردان متاهل بیشتر آرزوی مرگ می کنند

×××××××××××××××××××
برنده جایزه نوبل ادبیات در زمان تقدیم جایزه خود به همسرش گفت :
” این جایزه را به همسر عزیزم تقدیم می کنم که با نبودش باعث شد من بتونم این کتاب را تمام کنم ”
×××××××××××××××××××××××××

زن خوب مثل دایناسور می مونه که نسلش منقرض شده ولی مرد خوب مثل سیمرغ می مونه که از اول یه افسانه بوده!

××××××××××××××××××××××

جوک های آقایان راجع به همسران خود در فرهنگ غرب :
یک مرد بابت یک کالای ۱ دلاری که نیاز دارد ۲ دلار می پردازد
یک زن بابت یک کالای ۲ دلاری که نیاز ندارد ۱ دلار می پردازد


 
 
گوناگون
نویسنده : سید آرین - ساعت ٧:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۳۱
 

دو تا دختر داشتند با هم صبحت می کردند. دختر اولی: تو چرا اینقدر به نامزدت علاقه نشون میدی؟ دختر دومی: می‌دونی، آخه اون پولداره، ... مهربونه، ... پولداره، ... جوونه، ... پولداره، ... قد بلنده، ... پولداره

 

*********************************

سه نفر می میرن اولی میفرستن بهشت دومی رو میفرستن جهنم سومی رو میفرستن طویله میپرسند چرا؟ جواب میاد: اولی متاهل بوده دنیا براش جهنم بوده دومی مجرد بوده دنیا براش بهشت بوده سومی متاهل بوده زنش مرده مرتیکه الاغ رفته دوباره زن گرفته

 

**********************

 

موقعی که داری واسه بدست آوردن کسی میدوی آروم بدو چون شاید یکی هم داره واسه بدست آوردن تو میدوه

 

************************

اگر خداوند یک آرزوی انسان را برآورده میکرد من بیگمان دوباره دیدن تو را آرزو میکردم و تو نیز هرگز ندیدن من را... آنگاه نمیدانم براستی خداوند کدامیک را میپذیرفت؟

 

************************

اون چیه که از گل بهتره، از حوری قشنگ تره، از دنیا با ارزش تره، از فرشته پاک تره؟ . . . واقعا که! . . . تو هنوز منو نشناختی؟؟؟؟

 

*************************

مرد: چرا دعوامون میشه ، تو عصبانی نمیشی؟ -- زن: خودمو کنترل میکنم -- مرد: چجوری؟ -- زن: توالتو میشورم! -- مرد: چه ربطی داره؟ -- زن: آخه با مسواک تو میشورمش !!!

 


 
 
جوک های زن و شوهری
نویسنده : سید آرین - ساعت ۳:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٩
 


مرد به زن : عزیزم ممنونم ازت ! تو اعتقاد به دین رو به زندگیم آوردی!
چون من قبل از ازدواج معتقد بودم جهنم اصلا’ وجود نداره !!

*********************
زمانی که یک زن که با مردی ازدواج می کند انتظار دارد که او تغییر کند ولی اینگونه نمی شود
زمانی که یک مرد با زنی ازدواج می کند مطمئن است که آن زن تغییر نمی کند و اینگونه می شود

********************

یک زن در بحث حرف آخر را می زند
بعد از آن، هر حرفی که مرد بزند، شروع یک بحث جدید است !!!

*********************
خداوند زن را آفرید تا هیچ مردی به مرگ طبیعی نمیرد !!!

***********************
قوانین طلائی همسرداری (برای مردان ‎):
قانون اول: باید زنی داشته باشید که در کارهای خانه مثل آشپزی، تمیزکاری، گردگیری و … خوب باشد ‎.
قانون دوم: باید زنی داشته باشید که موجبات سرگرمی و خنده و شادی شما را فراهم نماید ‎.
قانون سوم: باید زنی داشته باشید مورد اعتماد و اطمینان و راستگو‎ .
قانون چهارم: باید زنی داشته باشید که از بودن با او لذت ببرید و باعث آرامش خاطر شما باشد‎ .
قانون پنجم: خیلی خیلی اهمیت دارد که این چهار زن از وجود یکدیگر بی خبر باشند ‎!!!

*********************
بچه از باباش میپرسه: بابا، تو بهشت زنها از شوهراشون جدا زندگی میکنند یا باهم هستن؟
باباهه میگه: بچه جون، اگه زنها با شوهراشون یکجا باشن که آنجا دیگه بهشت نمیشه ‎ !!!


 
 
جوک های زن و شوهری
نویسنده : سید آرین - ساعت ٩:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٤
 


تحقیقات نشان داده که فقط ۲۰% مردها عقل دارند
۸۰% بقیه زن دارند !!!

**********************

مردها بر اثر کمبود عاطفه ازدواج می کنند ، بر اثر کمبود حوصله طلاق می دن
ولی نکته جالب اینه که بر اثر کمبود حافظه دوباره ازدواج می کنند !!!!

*******************

مردها سه تا آرزو دارن :
- اونقدر که مامانشون می گن خوش تیپ باشن !
- اونقدر که بچه شون می گن پولدار باشن !
و مهمتر از همه اینکه :
- اونقدر که زنشون شک داره زن داشته باشن !!!

*********************

بیشتر مردان موفقیت شون رو مدیون زن اولشون هستند و
زن دومشون رو مدیون موفقیت شون !!!

*******************

مرد اولی : امان از دست این زنها !؟ زنم تمام دارائیمو برداشت و رفت !
دومی : خوش به حالت ! زن من تمام دارائی مو برداشت و نرفت !!!
***********************

زن به شوهر : من احمق بودم که باهات ازدواج کردم !
مرد : عزیزم چرا عصبانی می شی ! خب من هم عاشقت بودم اینو نفهمیدم !!!

**********************
فرق پیر دختر با پیر پسر:
اولی موفق نشده ازدواج کنه
ولی دومی موفق شده ازدواج نکنه !!!

********************
یه ضرب المثل آموزنده هست که می گه :
مردن برای زنی که عاشقشی از زندگی باهاش آسون تره !!!


 
 
ناقلا
نویسنده : سید آرین - ساعت ٢:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٤
 

ترجیع بندی بسیار زیبا از طنز پر داز بزرگ ایران، شاد روان ابوالقاسم حالت. این ترجیع بند در ماهنامه خورجین شماره 47 آبان ماه سال 1368 چاپ شده است.  که می تواند وصف حال زمان مانیز باشد .

«ناقلا»

ای رفیق هم دل و هم کیش من
ای فراقت مایه ی تشویش من
دیگر ای هم طالع همریش من
نیستی در پشت یا در پیش من
در صف نان و پیاز و باقلا
خوب در رفتی از اینجا ناقلا


 
 
جوک های زن و شوهری
نویسنده : سید آرین - ساعت ۳:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱۸
 

 

یه ضرب المثل آموزنده هست که می گه : مردن برای زنی که عاشقشی از زندگی باهاش آسونتره !

××××××××××××××

زن به شوهرش می گه : شوهر همسایه هر روز صبح که می خواد بره سر کار زنش رو می بوسه ! تو چرا این کار رو نمی کنی ؟

شوهرش می گه : آخه من که زنه رو خوب نمی شناسم !!

××××××××××××××××

مردها سه آرزو دارن :

اونقدر که ماماشون میگه خوش تیپ باشن !

اونقدر که بچه شون می گه پولدار باشن !

و مهمتر از همه این که اونقدر که زنشون شک داره زن داشته باشن !!

×××××××××××××

مردها بر اثر کمبود عاطفه ازدوتج می کنن ، بر اثر کمبود حوصله طلاق می دن .

ولی نکته جالب اینه که بر اثر کمبود حافظه دوباره ازدواج می کنن !!

 


 
 
جوک های زن و شوهری
نویسنده : سید آرین - ساعت ٧:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٧
 

 

یک زن نگران آینده است تا زمانی که شوهر کند .

یک مرد هرگز نگران آینده نیست تا زمانی که زن بگیرد .

یک مرد موفق مردیست که درآمدش بیشتر از مبلغی باشد که زنش خرج می کند .

یک زن موفق زنی است که بتواند چنین مردی را پیدا کند .

×××××××××××××××

قبل از ازدواج

مرد : دیگه نمی تونم منتظر بمونم !

زن : می خواهی از پیشت برم ؟

مرد : فکرشم نکن !

زن : منو دوست داری ؟

مرد : البته !

زن : تا حالا به من دروغ گفتی ؟

مرد : نه چرا این سؤال رو می پرسی ؟

زن : منو مسافرت می بری ؟

مرد : مرتب !

زن : منو کتک می زنی ؟

مرد : به هیچ وجه !

زن : می تونم بهت اعتماد کنم ؟

حالا همین متن رو از پایین به بالا بخونید .


 
 
جوک
نویسنده : سید آرین - ساعت ٥:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٧
 

معلم تاریخ به یکی از دانش آموزان : چه قدر کثیفی پسر جان ، چند روز است به حمام نرفته ای ؟

دانش آموز : آقا اجازه ؛ از روزی که شنیدم امیر کبیر را در حمام کشتند !!

××××××××××××××

شخصی سوار تاکسی شد ولی در را نبست ، راننده گفت : چرا در را نبستی ؟

مسافر گفت : زرنگی ؟ می خواهی دربست حساب کنی ؟؟

××××××××××××

زن خوب مثل دایناسور می مونه که نسلش منقرض شده ؛ ولی مرد خوب مثل سیمرغ می مونه که از اول یه افسانه بوده !!!

×××××××××××××

زن به شوهر : اگه من بمیرم چی می شه ؟

مرد : دیوانه می شم !

زن : نمی ری دو باره زن بگیری ؟

مرد : والله به دیوانه اعتباری نیست !!

×××××××××××××××

دو تا جوجه از بچگی عاشق هم میشن وقتی بزرگ می شن هر دوتاشون خروسن .

نتیجه اخلاقی : تا جوجه ای عاشق نشو !


 
 
جوک غضنفر
نویسنده : سید آرین - ساعت ٧:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٥
 

 

به غضنفر می گن : من توأم ، تو منی ! حالا تو کدومی ؟

می گه : خدا ازت نگذره گمم کردی !!

×××××××××××

 غضنفر می افته دنبال دختره ، به دختره می گه دوستت دارم .

دختره می گه : نیا دنبالم ؛ اسیر می شی ها !!

می گه : آن قدر میام دنبالت تا شهید بشم !!!

×××××××××××××××

از سخنان قصار غضنفر : هر چی بیشتر بهش فکر کنی ، بیشتر دردش کمتر میشه !

×××××××××××

به غضنفر می گن : چرا دهنت پر قیره ؟

میگه : هیچی بابام دهنمو آسفالت کرده !!

×××××××××××

غضنفر از دوستش می پرسه : توکه چشم کجاست ؟

دوستش می گه : چشم که توک نداره .

می گه : پس چرا خواننده می گه : تو که چشمات خیلی قشنگه ؟؟ 


 
 
پس نه
نویسنده : سید آرین - ساعت ۸:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱۳
 

 

به همکارم میگم : همین الان یه فیلم با حال دانلود کردم .

میگه : از تو اینترنت ؟

پس نه : از کانال کولر ، اتفاقا پهنای باندشم زیاده ، قطعی نداره !

××××××××××

دوستم ازم می پرسه : تو هم مثل من به طبیعت و دریا و گل و چیزهای رومانتیک علاقه داری ؟

پس نه ، من فقط به زباله دونی و آشغال و توالت عمومی و چیزهای چندش آور علاقه دارم !

××××××××××××××

 رفتم ساعت سازی ، به یارو میگم : ساعتم کار نمی کنه .

می پرسه : یعنی درستش کنم ؟

پس نه ، باهاش صحبت کن ، سر عقل بیاد بره سر کار !

××××××××××××


 
 
پَ نه پَ
نویسنده : سید آرین - ساعت ۱:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱۱
 

 

دارم چایی می خورم ، داغ بود سوختم . داداشم می پرسه : سوختی ؟

پَ نه پَ ، رفتم مرحله بعد !!

×××××××××××××

لب تابم رو بردم نمایندگیش ، می گم ضربه خورده کار نمی کنه .

یارو می گه : ضربه فیزیکی خورده ؟

پَ نه پَ ، یه کم بهش بی محلی کردم . ضربه روحی خورده !!

××××××××××××××

یارو رده روح الله داداشی رو کشته ، حالا گرفتنش .

می پرسه : حالا چی میشه ؟ اعدامش می کنن ؟

پَ نه پَ ، میره مرحله بعد ، باید محراب فاطمی رو هم بکشه !!

×××××××××××××××

تو فرودگاه دارم با دوستم حرف می زنم ، یارو داره رد میشه ، می پرسه : شما ایرانی هستین ؟

پَ نه پَ ، ما چینی هستیم ؛ فقط روی ما فارسی ساز نصب کردن !!


 
 
اس ام اس قرمز و آبی
نویسنده : سید آرین - ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٩
 

 

این روزها همه پرسپولیس رو گل باران می کنند ! شما چطور ؟؟

×××××××××××××××

قرمز تر از آنیم که بی رنگ بمیریم

آبی نیستیم که با ننگ بمیریم

×××××××××××××××

آبی یعنی غرق در خوشحالیم

عشق می ورزم که استقلالیم

آسمان گفتا ز قرمز خالیم

گر سرم را از تنم سازی جدا باز می گویم که استقلالیم

×××××××××××××

یه روز یه پرسپولیس میره کتابفروشی ، میگه : ببخشید کتاب قهرمانی پرسپولیس دارید ؟

کتابفروشه میگه : ما کتابهای تخیلی نمی فروشیم !!!

××××××××××××××××

 فردا آبی ها خون گریه می کنن ....

 نکن ای صبح طلوع ، نکن ای صبح طلوع


 
 
شوخی با شرکت هواپیمایی ایران
نویسنده : سید آرین - ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۸
 

 

به تابلوهای راهنمایی و رانندگی خطر سقوط هواپیما اضافه شد . !

×××××××××××××××

فتوای جدید : احتیاط مستحب است قبل از سوار شدن در هواپیما غسل میت انجام دهید . مستحب است کفن هم همراه خود داشته باشید !!

××××××××××××××××

در باغ شهادت همیشه به روی هموطنان عزیز باز است .

 « هواپیمایی توپولف »

×××××××××××××

خبر فوری : هواپیمای تهران مشهد به سلامت به زمین نشست ، کارشناسان در حال بررسی علت حادثه هستند . !

××××××××××××

من زمین خورده ی جعبه سیاتم توپولف 

کشته تیپ زدن و قد و بالاتم توپولف

مرده ی ریپ زدن و ناز و اداتم توپولوف

قربون اون نوسانات صداتم توپولف

یه کلوم ختم کلوم بنده فداتم توپولف !!


 
 
نماینده مجلس در خواب
نویسنده : سید آرین - ساعت ٤:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٤
 


 
 
لطیفه
نویسنده : سید آرین - ساعت ٤:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٤
 

 

یه مورچه عاشق مورچه همسایه شون میشه ،

 بعد از دو هفته می فهمه که چای خشک بوده !

××××××××××××××××××

یه روز یه مار روسری سرش کرد ، ازش پرسیدن : چرا روسری سرت کردی ؟

گفت : آخه من کبری هستم !!

××××××××××××××××

به یه گوسفند میگن : به چه سبکی دستشویی می کنی ؟

میگه : به سبک گروه آرین ! ( دونه دونه دونه دونه دونه )

×××××××××××××××

یه کانگورو بچه شو گم میکنه میره سر چهار راه داد میزنه جیبمو زدن .

×××××××××××××××

یه بار یه مورچه داشته یه برنج با خودش می برده . دوستش بهش میگه : از کجا برنج آوردی ؟

میگه : حمید

××××××××××××

یه روز چهار تا مورچه میرن حموم . دوتاشون برمیگردن ،

 چون دوتاشون چسبیدن به صابون .


 
 
اس ام اس
نویسنده : سید آرین - ساعت ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۳
 

 

اگه گفتید شباهت زن با گردباد چیه ؟

جفتشون اول که میان با هیجان وارد زندگی میشن و جفتشون موقع رفتن ، خونه ماشین و همه زندگیتو باخودشون می برن !!

×××××××××××××××××

مرد : بیا دور دنیا بگردیم .

زن : نه بیا بریم یه جای دیگه !!!

×××××××××××××××

به معتاده میگن پاشو بیا

معتاده میگه : ای بابا هم پاشم هم بیام ؟!

××××××××××××××××

آیا از زندگی یکنواخت و عادی خسته شده اید ؟ با ما هیجان و حادثه را تا سرحد مرگ تجربه کنید .

روابط عمومی هواپیمایی ایران ایر 


 
 
اس ام اس سرکاری ماه رمضان
نویسنده : سید آرین - ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢۱
 

یارو روزه می گیره از حال میره از پذیرایی در میاد

***********

به غضنفر میگن نظر شما راجع به ماه رمضان چیه ؟

میگه والله خیلی خوبه فقط یه ذره زولبیا بامیه اش را زیاد کنن بهتر میشه !

***************

کجایی همه دارن رو پشت بوم دنبالت میگردن ؟

آخه ماه من می خوان ببینن فردا عیده یا نه !

***********

شب عید فطر حاجی میره پشت بوم که ماه رو ببینه . شلوارش پاره بوده . از پایین داد میزنن حاجی ما دیدیم !

حاجی میگه : هر کی دیده بخوره ما که ندیدیم  !!

***********

ماه رمضونه یه وقت جایی نری که پیدات نکنم ! آخه دنبال شصت تا گدا می گردم رو تو حساب کردم .

 


 
 
قدر شناسی
نویسنده : سید آرین - ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٠
 

پلیکانی در یک زمستان سخت ، از گوشت خود ، جوجه هایش را تغذیه می کرد و هنگامی که عاقبت از شدت ضعف جان داد ،

 یکی از جوجه هایش ، به دیگری گفت : بالاخره خلاص شدیم ! از خوردن غذای تکراری آن هم هر روز خسته شده بودم .

************************

بخیلی سفارش ساخت کوزه و کاسه ای را به کوزه کر داد .

کوزه گر از او پرسید : بر کوزه ات چه بنویسم ؟

 بخیل گفت : « بنویس فمن شرب فلیس منی یعنی هر کس از آن بنوشد از من نیست .» کوزه گر پرسید : بر کاسه ات چه بنویسم ؟

 بخیل گفت : بنویس « و من ام یطعمه فانه منی » یعنی هر کس از آن نخورد ، او از من است .


 
 
تنبل
نویسنده : سید آرین - ساعت ٥:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٤
 

کسی در خانه ی شخصی تنبل مهمان بود . وقت نماز از او پرسید : « قبله از کدام سو باشد ؟ »

گفت : « من تازه دو سال است که به این خانه آمده ام . قبله را از کجا دانم ؟ !! »


 
 
حساب میلیونی
نویسنده : سید آرین - ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢٦
 

در مسجد مقدس جمکران شخصی با صدای بلند گریه می کرد و مزلحم دعا و عباذت اطرافیان بود . مردی که در کنار او نشسته بود از او پرسید حاجتت چیست که اینگونه گریه می کنی ؟ »

گفت : « احتیاج به صد هزار تومان پول دارم . »

آن مرد چکی به مبلغ صد هزار تومان نوشت و به او داد و گفت : « این را بگیر و دیگر  با گیه و زاری هایت مزاحم کار ما نباش که ما با آقا حساب میلیونی داریم . » 


 
 
پیامبر خوش ذوق
نویسنده : سید آرین - ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢٢
 

مردی را که ادعای نبوت می کرد نزد هارون الرشید بردند . هارون پرسید : « معجزه ات چیست ؟ » گفت : « هر چه بخواهی »

هارون گفت : این جند نوجوان بی ریش را که در مجلس حضور دارند ریش دار کن . » گفت : « حیف است که این صورتهای زیبا و نیک را زشت کنم . اگر بخواهی تو را بی ریش می کنم . »


 
 
ادعای خدایی
نویسنده : سید آرین - ساعت ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱۱
 

 در زمان هارون الرشید ، شخصی مدعی خدایی شد . او را نزد خلیفه بردند . خلیفه برای این که او را بترساند گفت : « چند روز قبل شخصی ادعای پیغمبری کرد ما او را کشتیم . »

او گفت : « بسیار کار خوبی کردید ؛ چون من او را نفرستاده بودم . »

ریاض الحکایات


 
 
اس ام اس ماه مبارک رمضان
نویسنده : سید آرین - ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٦
 

نظریه ی فلسفی غضنفر در باره ی روزه : انسان در این دنیا مسافری بیش نیست و روزه بر مسافر واجب نیست .

**************

فرارسیدن ماه زولبیا ، بامیه ، بی خوابی شبانه ، گرسنگی روزانه ، روزشماری ماهانه ، پر خوری سحرانه ، افطاری شاهانه و توقع امرزش سالانه مبارک باد .

********************

مشترک گرامی به علت حلول ماه مبارک رمضان از خوردن جگر شما تا هنگام افطار معذوریم . لطفا بعد از افطار در دسترس باشید .

****************

به دلیل استقبال بی نظیر شما روزه داران عزیز ماه رمضان تا پایان شهریور ماه تمدید گردید .

**************

 به غضنفر میگن پاشو سحره . میگه بزار بخوابم خودم فردا بهش زنگ میزنم

 

 


 
 
 
نویسنده : سید آرین - ساعت ۳:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٧
 

 در زمان هارون الرشید ، شخصی مدعی خدایی شد . او را نزد خلیفه بردند . خلیفه برای این که او را بترساند گفت : « چند روز قبل شخصی ادعای پیغمبری کرد ما او را کشتیم . »

او گفت : « بسیار کار خوبی کردید ؛ چون من او را نفرستاده بودم . »

ریاض الحکایات


 
 
لطیفه
نویسنده : سید آرین - ساعت ٧:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۳٠
 

شخصی الاغش را می زد . عالمی به او رسید و گفت : نزن گناه است .

مرد گفت : ببخشید . من نمی دانستم فامیل شماست .

عالم گفت : نه می ترسم عاق والدین شوی .

***********

واعظی همیشه بر منبر توصیف بهشت را می کرد . یکی از پایین منبر گفت : مولانا چرا از جهنم و اوضاع آن چیزی نمی گویی ؟

واعظ گفت : جهنم را خودتان می روید و از نزدیک می بینید ، احتیاج به توصیف نیست .

************  

 عالمی بر منبر گفت : ثواب روزه گرفتن روز عرفه معادل یک سال روزه گرفتن است .

مردی از عوام این سخن را شنید و در روز عرفه تا ظهر روزه گرفت و آنگاه ناهار خورد و گفت : ثواب شش ماه برای من کافی است .

***********

مردی از فقیهی پرسید : من هنگامی که جهت غسل در نهر آبی فرو می روم و سه مرتبه تکرار می کنم و یقین نمی کنم که آب تمام بدن مرا فراگرفته است یا نه چه چاره سازم ؟

فقیه گفت : نماز نخوان . آن مرد با تعجب گفت : از کجا می گویی ؟

فقیه گفت : از قول رسول اکرم ( ص ) که فرمود : واجبات از دیوانه برداشته شده است تا موقعی که از دیوانگی خارج شود . » هر کسی که سه مرتبه در آب فرو رود و یقین نکند که غسل کرده مجنون است .  


 
 
جوک برره ای
نویسنده : سید آرین - ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٢
 

به یه برره ای میگن : اسمت چیه

 میگه : Power god new day  

میگن : فارسی بگو

میگه : قدرت الله نوروزی

****************

میدونی چرا دو برره ای نمی تونن کنار هم بخوابن ؟

چون تا صبح با هم دعوا می کنن که کی وسط بخوابه !!

****************

یه روز یه برره ای از پسرش می پرسه : چند سالته ؟

پسرش میگه 15 سال

برره ای میگه : خاک بر سرت همسن و سالات الان 30 سالشونه

***************

به یه برره ای میگن یه موجود نام ببر

میگه : یخ

میگن یخ که موجود نیست  !!

میگه : پس همه جا که نوشتن یخ موجود است !!

****************

برره ای دو سال میره سربازی

کارتشو که میدن میگه : ای بابا اینو که دارم گواهینامه می خوام !!

**************

به برره ای میگن دخترت رو به کی دادی ؟

میگه : غریبه نیست دامادمونه !

****************

از برره ای می پرسن : چرا جورابات یکیش رنگش سفیده اون یکی مشکی ؟

میگه : من نوه دانم ... یه دست دیگه هم در خانه داشته بیدم آن هم ای جوری بید .