عاشقانه-اس ام اس-جوک-تولد

هر آن چه شما به دنبالش بودید ؟ !!

فریب شیطان
نویسنده : سید آرین - ساعت ٦:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱۱
 
دیروز شیطان را دیدم : در حوالی میدان بساطش را پهنکرده بود؛  فریب می‌فروخت...
مردم دورش جمع شده‌ بودند،‌ هیاهو می‌کردند و هول می‌زدندو بیشتر می‌خواستند... 
توی بساطشهمه چیز بود : غرور، حرص،‌دروغ و جنایت ،‌ جاه‌طلبی و ...
هر کس چیزی می‌خرید و درازایش چیزی می‌داد : 
بعضی‌ها تکه‌ای از قلبشان را می‌دادند و بعضی‌ پاره‌ای ازروحشان را !!!
بعضی‌ها ایمانشان را می‌دادند و بعضی آزادگیشان را !!!
شیطان می‌خندید و دهانش بوی گند جهنم می‌داد؛ حالم را به هممی‌زد…
دلم می‌خواست همه نفرتم را توی صورتش تف کنم اما انگار ذهنم را خواند.
موذیانه خندید و گفت: من کاری با کسیندارم، فقط گوشه‌ای بساطم را پهن کرده‌ام و آرام نجوا می‌کنم.  
نه قیل و قال می‌کنمو نه کسی را مجبور می‌کنم چیزی از من بخرد. می‌بینی! آدم‌ها خودشان دور من جمعشده‌اند.
جوابش راندادم. آن وقت سرش را نزدیک‌تر آورد و گفت‌: البته تو با اینها فرق می‌کنی!
تو زیرکیو مومن. زیرکی و ایمان، آدم را نجات می‌دهد. اینها ساده‌اند و گرسنه. به جای هرچیزی فریب می‌خورند.
از شیطان بدممی‌آمد اما حرف‌هایش شیرین بود. گذاشتم که حرف بزند و  او هی گفت و گفت وگفت... 
ساعت‌ها کناربساطش نشستم تا این که چشمم به جعبه‌ی عبادت افتاد که لا به لای چیز‌های دیگر بود ، دور از چشم شیطان آن را برداشتم و توی جیبم گذاشتم.  
با خودم گفتم : بگذار یک بار هم شده کسی، چیزی از شیطانبدزدد. بگذار یک بار هم او فریب بخورد.
به خانه آمدم و در کوچک جعبه عبادت را باز کردم اماتوی آن جز غرور چیزی نبود!!!
جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور توی اتاق ریخت! فریب خوردهبودم، فریب...
دستم را روی قلبم گذاشتم،‌نبود!
فهمیدم که آن را کنار بساط شیطان جاگذاشته‌ام؛ تمام راه رادویدم. تمام راه لعنتش کردم. تمام راه خدا خدا کردم.
می‌خواستم یقه نامردش رابگیرمعبادت دروغی‌اش را توی سرش بکوبم و قلبم را پس بگیرم.

به میدان رسیدم، اما شیطاننبودآن وقت نشستم و هایهای گریه کردم ...


اشک‌هایم که تمام شد،‌بلند شدم تا بی‌دلی‌ام را با خودببرم که صدایی شنیدم، صدای قلبم را ، و همان‌جا بی‌اختیار به سجده افتادم و زمین را بوسیدم.
بهشکرانه ی قلبی که پیدا شده بود 
 

سخن روز :  خداوند بی نهایت است اما به قدر نیاز تو فرود می آید بقدر آرزوی تو گسترده می شود و بقدر ایمان تو کار گشاست ...